نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

41

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

نجم كبرى ( ستاره بزرگان ) لقب داده‌اند « 1 » و برخى بر آن عقيده‌اند اين لقب را شيخ الورى اسماعيل قصرى به ايشان داده است « 2 » . شيخ ولىتراش نجم الدين با يك نگاه آتش به جانها مىزد سوزى در دلها مىنهاد كه درمانى جز وصال نداشت آن‌قدر در آتش نگاه پرفروغ او مىسوخت تا خاكستر خودى ننگينش را بر سر كوى قرب به باد داده ، خلعت تشرف به كعبهء وصال مىپوشيد و خود را در كنار يار احساس مىكرد و آنگاه رحمت لقاء اللّه را احساس مىنمود . عاشق ديوانه چون خواهد كه بيند روى يار * زلف او آشفته گر در پيچ و تابى مىكند تا جمال او عيان بينند مشتاقان اگر * پرده بردارد ز رخ فكر صوابى مىكند بارقهء نگاه شيخ سالك را به عالم جبروت و جلوهء صفات الهى عروج مىداد عاشق سينه چاكى كه جز عشق سرمايه‌اى نداشت تمام هستىاش عشق بود و الفبائى جز حرف ع ، ش ، ق عشق را فرا نگرفته بود در عروج به ملكوت اعلى عاشقان را به راز و نياز مشغول مىديد كه نماز عشق مىگزارند .

--> ( 1 ) - مرآة الجنان ج 4 ص 41 ( 2 ) - سير المتأخرين ج 1 ص 228